تبلیغات اینترنتیclose
و گیسوان تو ناگاه بر تمامی ویرانه های باد نشست ( محمود مشرف آزاد تهرانی )
پیچک (محمود مشرف آزاد تهرانی)(م آزاد)
شعر و ادب پارسی
و گیسوان تو ناگاه بر تمامی ویرانه های باد نشست ( محمود مشرف آزاد تهرانی ) ( با من طلوع کن 1, )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 0:22 تعداد بازديد : 331 |

و گیسوان تو ناگاه بر تمامی ویرانه های باد نشست

 

 چه روز سرد مه آلودی
چه انتظاری
آیا تو باز خواهی گشت ؟
 تو را صدا کردند
تو را که خواب و رها بودی
و گیسوان تو با
رودهای جاری بود
 تو را به شط کهن خواندند
تو را به نام صدا کردند
 از عمق آب
 و باغ کوچک گورستان را در باد
به سوی شهر گشودند
تمام بودن رازی شد
و گیسوان تو ناگاه بر تمامی ویرانه های باد نشست
 
 

 

محمود مشرف آزاد تهرانی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت