تبلیغات اینترنتیclose
پیچک (محمود مشرف آزاد تهرانی)(م آزاد)
پیچک (محمود مشرف آزاد تهرانی)(م آزاد)
شعر و ادب پارسی
من با تو کاملم ( محمود مشرف آزاد تهرانی ) ( تازه ها 2, )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 1:46 تعداد بازديد : 966 |

من با تو کاملم

 

 

 من با تو کاملم
 من با تو رازی روشن
 من با تو نام هستی ام ای دوست
 ای یار مهربانی و تنهایی
من با تو روشنان را
 فریاد می کنم
از عمق ظلمت شب یلدایی
و کهکشانی اینک در چشم های تو
 ای دوست ای یگانه ترین یار
 من
 با تو کاملم
 راز روای رودم
گرم سرودم ای دوست
من راز چشمه ها را میدانم
من راز رودها را می دانم
و راز دریاها را
 من در تمام هستی جاری شدم
و راز چشمه ها را با رود باز گفتم
و راز رودها را با دریا
فریاد لاله بودم در قلب سخت سنگ
نجوای رویش بودم در بطن سرد خاک
من سنگ را شکافتم و لاله وش شکفتم
من خاک را دریدم و سرسبز روییدم
گلسنگ را پرنده آوازخوان شدم
 و با خیال آب
 یک سینه راز گفتم
 و در تمام شب
 با نای خونین
خواندم
 من با تو کاملم
 
 محمود مشرف آزاد تهرانی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
بهانه جو بودن ( محمود مشرف آزاد تهرانی ) ( تازه ها 2, )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 1:45 تعداد بازديد : 926 |

بهانه جو بودن

 

 چه نیلگونه شبی بود باغ می بارید
گریز روشن برگ
سکوت گرم نسیم
 و باغبانی آب
 بهار باران بود
 هزار سکه زرد
به چشمه سارنشست
هزار خنده نیلی
 با باغ خفته شکفت
 هزار نیلوفر
چه نیلگونه شبی بود
 او نمی دانست
 چه باژگونه بهاری
 در آن همیشه جاری
چه هایهویی بود
بهانه می آورد
 و آسمان را بهانه جو می خواست
و ابر را به شکوه می باراند
گلی که با من بود
 و ماهتابی بود
 بهانه می آورد
و آسمان را بهانه جو می خواست
و ابر را به شکوه می باراند
 بهانه می آورد
من از گلی که با شکفتن ماه
 به باغ می تابید
 و مهربانی که خفته با من
نشسته و شکفته با من
 و گیسوان خزانیش را
شبانه به شانه من
 رها می کرد و شاد می خندید
بهانه جو بودم
و آسمان را بهانه می آوردم
 و ابر را به شکوه می باریدم
 خدا خدا می کردم
و باغ کودکیم را صدا
 صدای می کردم
 
 

محمود مشرف آزاد تهرانی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
تو روح بارانی ( محمود مشرف آزاد تهرانی ) ( تازه ها 2, )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 1:29 تعداد بازديد : 1045 |

تو روح بارانی

 

فریاد فریاد
تو ساحرانه زیبایی زیبا
تو جادوی غریب تماشایی
و برق هوشیاری
 در چشمهایت رخشان
 تو مثل خواب کودکانه
شاد به افسانه ای
تو شادی بزرگ منی
 ای دوست
 تو عاشقانه باروری از مهر
 و آن جنین زیبا
 در خون و خواب و خاطره ات
می روید ناگاه
 مثل طلوع سرخگلی در باد
در روزگار اینهمه بیداد
در روزگار این همه تنهایی
 تو عدل و آفتابی
نور و نوازشی
تپشی در دل
 وزشی بر جان
در این
زمان زمانه تاریکوار بودن
 وقتی که می بینم
 درد خموشوار نگاهت را
سر می گذارم آرام بر سینه ات
و چشمه وار می گویم از شوق
 تو روح بارانی
 
 

محمود مشرف آزاد تهرانی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
انسان ( محمود مشرف آزاد تهرانی ) ( تازه ها 2, )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 1:28 تعداد بازديد : 908 |

انسان

 

انسان
کوته قدم مباش
 زیر ستارگان
تا در پگاه بدرود
هنگام رفتن از خویش
یک آسمان ستاره تو باشی

 

محمود مشرف آزاد تهرانی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
مرگ عاشقان زیباست ( محمود مشرف آزاد تهرانی ) ( تازه ها 2, )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 1:25 تعداد بازديد : 983 |

مرگ عاشقان زیباست

 

باغی از صنوبرها
ارغوانی از آتش
رودباری از الماس
وز کبوده جنگل ها
 مرگ در خزان فریاد
 آن زمان که می پوسد
ریشه های ابریشم
 برگهای نیلوفر
 وز کبوده می ماند
 سایه های خاکستر
مرگ هیچ زیبا نیست
مرگ عاشقان زیباست
 مرگ عاشقانه ی شهر
 مرگ عاشقان در شب
 با شکوهتر مرگی ست
 مرگ عاشقانه ی رود
 بر کناره ی دریا
مرگ نیست
 وز مرگش می خوانی
 مرگ شاهوار اینست

 

محمود مشرف آزاد تهرانی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
شعری برای رود نباید سرود ؟ ( محمود مشرف آزاد تهرانی ) ( تازه ها 1, )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 1:23 تعداد بازديد : 618 |

 شعری برای رود نباید سرود ؟

 

شعری
برای رود نباید سرود ؟
 آیینه دار بید است این باغ باژگون
شعری برای گل نسرایند شاعران
 غزلی سبز
در باغهای سرخ شقایق
شعری برای آهوی چشمی که
می گریزد
تا دور دست شب
 اندیشه های دورش با یاد
 شعری برای سایه لبخندی
 و درد شادمانه بیهوده ای
 شعری برای نارونی تنها
 در باغ شعله ور
 شعری برای زهره نباید سرود ؟
شعری برای زهره خنیاگر
که با طلوع شب
 بیدار تا سحر
بر نقره
بلند کهن چنگ می نوازد
خنیاگران باد نخوانند
 شعری برای باغ
 تا بید گیسوان رهایش را
 در باد شبگذر
باران سبز نور و نوازش کند
شعری برای رود نباید سرود ؟

 

محمود مشرف آزاد تهرانی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
در جمع مهربانان ( محمود مشرف آزاد تهرانی ) ( تازه ها 1, )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 1:18 تعداد بازديد : 1020 |

در جمع مهربانان

ما را چه می شود که نمی گوییم دیگر
 شعری برای جنگل
 شعری برای شهر
شعری برای سرخ گلی
 قلبی زخمی ستاره یی؟
آیا شکوه حادثه مبهوت کرده است
 انبوه
شاعران را ؟
چنگ گسیخته
 و زخمه ات شکسته
 مقهور می نشینی و ناباور
 از رود رهگذر
چنگ گسستگی را با زخمه شکسته رها کرده یی
بیزار زندگی
وز تنگنای پنجره ات پیچکی که سرخ
 سر می کشد به خلوت خاموشت
فریاد می کشی و نه فریادی
با پرده های سنگین
انگار هیچ پنجره یی نیست
 و در شب ملول تو اشباحی
فریاد می کشند و نه فریادی
در جمع مهربانان
 می خواستم بگویم
یاران خدا را
لحظه ای درنگی
 یاران
و بهت سنگین بود
و هر چه بود نفرت و نفرین
 من دیده ام چه شبها
در خلوت شبانه یاران
با های و
هوی بسیار
 بهتی غریب را که چه سنگین نشسته بود
در جمع مهربانان
 آنها که سالها
فریاد می کشیدند
آه ای صدای زندانی
 ای آخرین صدای صدا ها
آیا شکوه یاس تو هرگز
از هیچ جای این شب منفور
 نقبی به سوی نور نخواهد زد ؟
افسوس! من به درد فروماندم
 در حیرتی که با من
می خواستم بگویم
 هنگامه فلق
فریاد ارغوان را
سرد و سترونی
 اما چگونه؟
بهت سنگین بود

 

محمود مشرف آزاد تهرانی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
وه گل سرخ را ببین ( محمود مشرف آزاد تهرانی ) ( تازه ها 1, )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 1:15 تعداد بازديد : 700 |

وه گل سرخ را ببین

 

کودک در گذار بیم
می لرزد به یک نسیم
می سوزد به شبنمی
 کودک بیمناک را
سایه نشین خاک را
مادر مهر
 طالعی
 زخم تو سبز می شود
 مرگ تو عشق
 عشق تو کین
وه گل سرخ را ببین
می رقصد به شبنمی
می نازد به عالمی

 

محمود مشرف آزاد تهرانی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
فرهاد گم فریاد ( محمود مشرف آزاد تهرانی ) ( تازه ها 1, )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 1:11 تعداد بازديد : 1130 |

فرهاد گم فریاد

 

در شب بیداد من فرهاد می گرید
 و چه بی فریاد
 جهان پیراست و بی بنیاد
 می گرید
 در شب بیداد
 در فروبستم
 و فروماندم در آن خاموش گم فریاد
 تا نگرید در شب بیداد من فرهاد
نشنوم دیگر
 های های زاری خاموش وارش را
و سکوت سوگوارش را
باز می گرید
 در شب بیداد من فرهاد و چه بی فریاد
 
 

محمود مشرف آزاد تهرانی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
بگذار تا بنفشه تو باشی ( محمود مشرف آزاد تهرانی ) ( تازه ها 1, )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 1:09 تعداد بازديد : 1116 |

بگذار تا بنفشه تو باشی

 

گیسو حنایی من
 ای چشمهایت فریاد
و بازوانت گردباد
 آه ای بنفشه گیسو
 بگذار تا بنفشه بروید
 از بطن سرد خاک
بگذار تا بنفشه تو باشی
 از خاک من برویی
 بگذار تا حضور تو را بشنوم
 از بطن سرخ زادن
 در لحظه وار سبز شکفتن
 بگذار تا نگاه تو ناگاه
 ویران کند سکوت سترون را
 
 

محمود مشرف آزاد تهرانی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد